A corpse in a hole
چند روز پیش با آزاده رفته بودیم دادسرای جنایی!این بشر هم از معدود خبرنگارای زنی هست که دل و جرات همه جور قتل و جنازه رو داره!

A Corpse was found in a hole...
Photo: Maryam Majd
وقتی متهم اعتراف کرد که در درگیری و سرقت مسلحانه یکی از همدستاشون که ناپدید شده بود و جایی اطراف بیابونای خاوران خاک کردن،آزاده هم تمام سعی و توانشو کرد و بالا پایین رفت تا مجوز رفتن سر صحنه جرم و با تیم بررسی جرم از قاضی کشیک بگیره!این شد که ما هم بعد از 2 ساعت معطلی راهی محل دفن جنازه شدیم!
تمام مسیر به آزاده فحش میدادم!میگفتم: خدا شاهده اگه جنازه گوشتو کرم زده باشه!

من میدونمو تو...حالا همه اینا به شوخی و خنده میگذشت تا برسیم.منم سعی میکردم اصلا به روی خودم نیارم که می ترسم یا چندشم میشه!خوب تو دفتر همه منو میشناسن کلا دل و جراتم زیاده!از خاطرات خوابیدن و بیدار بودن تا صبح در قبرستونی در دهات های اطراف شمال که بدتر نبود با دوستام پسر و دختر مثل دیوونه ها 12 شب رفتیم از بالای در قبرستون پریدیم و تو سرما به تابوت تکیه دادیم و رفتیم سر خاک یکی که صبح خاکش کرده بودن!فکر کنید هیچ چراغیم روشن نبود!(ماجرا مال 4 سال پیشه)
حالا اینا به کنار!من همیشه از بچگی دوست داشتم بدونم وقتی یکی میمیره چی جوری بدنش تجزیه میشه!هی تو این کتابا میگفتن اگه آدم خوبی باشی کرما نمی خورنت!اگه بد باشی همه کرما ریز ریزت میکنن وتو درد میکشی!و هزار حرف دیگه که سر زنگ دینی،خانممون میگفت و شب تا صبح کابوس مردنو تیکه تیکه شدنمو میدیدم!یادمه یه بار یه کاری کردم که هنوز یادم نمیره!خوب بچه بودمو به شدت کنجکاو!تابستونا آقای پدر عزیزم میدید جوجه رنگی دوست دارم واسم میخرید!یه روز جوجم مرد و تو حیاط آپارتمان یواشکی خاکش کردم براش سنگ قبر درست کردم و بالا سرش دعا خوندم!دعا کردم اون دنیا رنگش قشنگتر بشه!آخه صورتی دوست نداشتم...خلاصه این جوجه من مرد!4 روز گذشت...رفتم با بیل سراغش!کندم دیدم ای ای ای!کرمای ریز ریز سفید افتادن به جونش!کله اش و دست و پاهاش...وای!هنوز تصویرش تو ذهنمه!از اون روز تا امروز دغدغه عجیبی شد واسم که یه روزی جنازه یه آدمو که بعد مدتها اسیر خاک شده ببینم!تا اینکه بالاخره این اتفاق بر سر موضوعی جنایی افتاد و من شاهد ماجرا بودم.ماجرایی که بعد از درگیری و سرقت مصلحانه فردی بدلیل نامعلومی از تیم سارقان گم میشه و بعد از دستگیری متهمان ،یکی از آنهادست به اعتراف میزنه و میگه 11 ماه پیش یکی از همدستاشون بعد از کتک خوردن شدید،کراک و شیشه رو باهم میزنه و اوردوز میکنه و میمیره!اونا هم میبرنش خاکش میکنن!" البته پلیس فعلا در حال بررسیه تا صحت گفته این متهم رو تایید کنه!


کلا که روز جالبی بود،البته بوی تعفن هنوز در تمام دستگاه تنفسی اینجانب بالانس میزنه اساسی ولی خوب همین کندنو کند تا رسیدن به جسمی برام هیجان انگیز بود!

لطفا با دیدن این عکسها اگه حالتون بد میشه، بی خود به من ناسزا نگید!میتونید نبینید!
گزارش کامل این داستان جنایی رو میتونید در شماره این هفته همشهری سرنخ بخونید!


¤ نوشته شده در ساعت ٦:۱٦ ب.ظ توسط مریم مجد
جمعه ٢٤ مهر ۱۳۸۸
مسابقه فوتسال تیم ملی زنان ایران و اکراین
مسابقه فوتسال تدرکاتی تیم ملی زنان ایران و اکراین.
Footsalle between IRAN & UKR
تیم ملی فوتسال بانوان ایران در سومین دیدار تدارکاتی خود مقابل اوکراین تن به شکست 2 بر یک داد.این دیدار در سالن فدراسیون هندبال برگزار شد و تک گل تیم بانوان ایران را فاطمه اعتدادی به ثمر رساند.در دو بازی قبلی که طی هفته جاری برگزار شد، تیم فوتسال بانوان ایران موفق شده بود از سد اوکراین بگذرد.













¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:۱۸ ب.ظ توسط مریم مجد
پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۸
"رومولوس کبیر"










نمایش"رومولوس کبیر" به کارگردانی نادر برهانی مرند، نوشته فریدریش دورنمات و با مشاوره حمید سمندریان، کوروش نریمانی و بازی رحیم نوروزی، پیام دهکردی، سیامک صفری، علا محسنی، محمود جعفری، سینا رازانی، ریما رامینفر، افسانه ماهیان و... تا 20 آبان سال جاری در تالار اصلی مجموعه تئاترشهر روی صحنه است.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٤۸ ب.ظ توسط مریم مجد
