انرژي هسته اي حق مسلم كيست؟

 4ben5g6.jpg

نمي دونم متوجه شدين كه مدت مديدي است،انرژي هسته اي،تبديل به مد شده يا نه؟

چند روز پيش رفتم سمت مصلي،دانش آموزان پسر راهنمايي و دبيرستاني مناطق 1 و3 تهران،براي حمايت از اين مد،جمع شده بودند!

چيزاي جالبي ديدم و نديدم!

از همه مهمتر اينقدر اين جمع، رو به مسخره بازي و مضحك گري روي آورده بود كه همه چي داشت،جز عكس!از دست اين پسراي پررو!

قابي نديدم كه عكاسي كنم!زمان هم كم بود!قرار بود راس ساعت 10 شروع به بستن زنجيره انساني كنند،ولي ساعت 30/10همه اون بازي ها مثلا شروع شد! و نيم ساعت زودتر از زمان مقرر به پايان رسيد!

و كل اين ماجرا در نيم ساعت خلاصه شد!

نه خبرنگاري بود!نه عكاسي!!!!!تنها چيزي كه فهميدم،چند تا جك دسته اول هسته اي!به كل هرچي چرت و پرت بود از اين ماجرا شنيدم.

حلقه انساني اي بسته نشد!يكي ميرفت بالاي نرده ها،اون يكي سر به سر رفيقش ميزاشت!

از همه نكته اي تر اين بود كه دو تا مسئول اين بودن كه سرمعلم شونو گرم كنند تا چند تاشون برن يه گوشه سيگار بكشن!اينا آخر بزهكاري بودنا!عكساي جالبي ازشون گرفتم كه باشه سر فرصت!

ميدونيد، آقاي رييس جمهور و جناب فرشيدي،وزير آموزش و پرورش!اي كاش مي اومديد دانش آموزاي عصر انرژي هسته اي تونو ميديديد!والا زمان ما اينا نبود!

اون وسط فقط من بيچاره بودم كه دوست داشتم برم وسط اتوبان،داد بزنم!بسه!خستمون كردين! حالا بماند!

حالا تو اين نمايش ساختگي و مضحك،چيزي كه از همه بيشتر جلب توجه ميكرد اين بود:مدام مديران اين 2 منطقه منو گير مياوردن و هي ميگفتن :خانم تو عكساتون اون پلاكاردها رو بگيريد!فقط خواهش ميكنم اسم منطقه ما كه اون پايين نوشته معلوم بشه! دو قدم نرفته،اون يكي مدير هي ميومد از اين چرنديات مي گفت!منم مثل هميشه،تجربه بهم ثابت كرد،اينجور مواقع بايد با محيط سازگار شد و بحثي نكرد!منم گفتم:باشه!عكساتونو ميگيرم

آقاي احمدي نژاد كجايي كه ببيني سر اين انرژي هسته اي داره چه بلايي مياد و اين مديران به چي فكر ميكنند!!!

سر يكي از اون جك هاي قديمي كه انرژي هسته اي،200تومن بسته اي!يكي از اين ارازل بحث مسخره اي ميكرد ولي در نوع خودش جالب!اين كه از اين به بعد 200 تومن بسته اي رو خط بزنيد!بگيد 500تومن بسته اي!دليلشم گروني و تورم و تعليق واردات وصادرات!

خندم گرفت!همه چي مسخره بود!

اين وسط هم مردم هميشه در صحنه مون هم كم نمي ذاشتن!يه سري فوحش مي دادن.يه سري تشويق مي كردن و به اين جوونا احسنت ميگفتن.و خيلي چيزاي ديگه

همه چي تموم شد!داشتم ميرفتم سمت مترو كه يه خانم مسن و ژنده پوشي به طرفم اومد و شروع كرد به درد و دل كردن گفت :خانم شما كه خبرنگاري،بگو به حاج آقا احمدي نژاد كه اين چيزا،كه برا ما بدبختا خونه و زندگي نمي شه ومثل هميشه زندگي بلند مدت و اين كه از وقتي به دنيا اومد بدبخت بود و......(تا آخر و بگيرين ديگه!)

ول كن ماجرا نبود.ديگه بهش گفتم:چشم خانم!ولي به خدا من فقط عكاسم نه خبرنگار!ولي با اين حال چشم!يه جور بدي نگام كرد و رفت!احساس كردم فهميد كه چشم گفتن منم شبيه به بعضي از آدما شده.كه بدجوري از اين چشمها گفتن و پشته سرشونو نگاه نكردن و مردم طبقه زيرين هم تو درد خودشون مردن!

سرم داشت منفجر ميشد!اعصابم خورد بود و خودمو بعضي آدما رو لعنت ميكردم!

من عكاسم كمتر فريب تو كارمه ولي آدماي بالا دست چي؟

اينجا بود كه به خودم مي گفتم:انرژي هسته اي!تو واقعا حق كي هستي؟

حق آدماي گشنه و بدخت اين جامعه؟آدماي بيكار؟روستاهاي بي برق و آب؟زنان بيوه و مطعلقه؟حق دختر 16 ساله‌ اي كه پدرش اعتراف كرده كه به خاطر مظنونيت به داشتن فساد اخلاقي، به زندگي وي پايان داده؟جووناي معتاد؟خانواده هاي اسير و شهيد داده؟كودكان بي سرپرست؟كودكان آزار ديده؟كودكان كار؟

يا تو تنها حق سياستمدارايي هستي كه هر روز با تو،تريبون نشستهاي خبريشونو خالي نزارن تا خدايي ناكرده بيگانگان فكر هاي ابر شيطاني كنند!يا اينكه اگه تو نباشي ممكن خط تيتر روزنامه ها و آژانس هاي داخلي و خارجي مرتبط با ايران،سفيد نگاشته بشه!نوشتن سياهي هاي جامع هم زماني خوب بود!

حالا واقعا انرژي هسته اي، حق مسلم كيست؟

/ 0 نظر / 36 بازدید