عکس ،قربانی شبکه های اجتماعی

" کاش رسانه های ما همتی کنند، در این باره بنویسند. به دلایلی ترجیح دادم مطلبم را در وبلاگ شخصی ام بگذارم، گویا روزنامه های ما فعلا دغدغه ای بر انتشار عکس های روز دنیا و مطالب مرتبط با حقانیت اخلاقگرایی در عکاسی خبری را ندارند"

* آیا خواننده آنچه را که می بیند، باور میکند؟
اگر سردبیر با تجربه روزنامه ای در مورد واقعی بودن عکسی تردید کند، خوانندگان روزنامه و مجله جای خود دارند.مردم همیشه عکاسان حرفه ای را می بینند که در عروسی ها،در محافل و مجامع گوناگون از دیگران می خواهند که در مقابل دوربین آنها به ایستند.اگرچه این عکاسان فتوژورنالیست نیستند،اما چه تعداد از خوانندگان روزنامه این موضوع را تشخیص میدهند؟!آیا باید رسانه ای به دلیل هجوم شبکه های اجتماعی و میزان انتشار اخبار اشتباه توسط عده اى، وظیفه ای جدید را بردوش بگیرد و سعی به تربیت و آموزش خواننده های خود در تشخیص مرز بین حقیقت و دروغ کند؟
این روزها، با وجود شبکه های اجتماعی، بحث سندیت عکسهای منشر شده، کار را سخت و در بعضی از موارد کاملا غیراخلاقی می کند. تقصیر را به گردن که باید انداخت؟ عکاسی که خود نمی داند عکس اش در دنیا با چه عناوینی دست به دست در محافل غیرحرفه ای میگردد یا اشتباه از ذهنِ داستان سرای مردمیست که به دروغ شنیدن عادت کردند و از رسانه های خود یاد گرفتند که غیرممکن ها را با تصویرسازی کلمات واقعیت ببخشند؟ و براحتی می توانند احساسات دیگران را در مواجه با تیتر و عکس به بازی بگیرند.
" شیلا ریوز" در مقاله ای که مسئله حالت دادن به موضوع عکاسی را از زاویه اخلاق حرفه ای بررسی کرده است می نویسد،مشکل حالت دادن به موضوع از آنجا نشئت میگیرد که " فتوژورنالیست خود را در دو نقش می یابد، " عکاس گزارشگر" و " عکاس هنرمند". هنگامیکه میان آن دو تفکیکی صورت نگیرد این پدیده مشکل ایجاد می کند. راه حل این است که عکاس این دو موقعیت را از هم بازشناسد.
 در هفته ای که گذشت، عکسی توجه نه تنها من، بلکه بسیاری از دوستانم را جلب کرد، در توییتر و فیس بوک و حتی سایتهای خبری نسبتا محلی به خصوص سوری، عکس را همراه با تیترهای دلخراش و تاثیرگذار منتشر کردند. عکسی از یک کودک سوری که در میان قبرهای پدر و مادر خود خوابیده است.
در مواجه با این عکس، برای خودم چند سوال و فرضیه بوجود آمد:
زمانِ انتشار این عکس چرا اینقدر دیر بوده و وضعیت جغرافیایی الان سوریه، نشان از گرمی هوا نمی دهد. سوال دیگر، چهره بشاش کودک است که به من مخاطب این را می فهماند که فضا بین کودک و قبرها غریب است.
تا جاییکه ذهن ام با دیدن تصاویر دردناک از سوریه یاری می کند، گورهای آنها و حتی خاک گورستان و نقش قبور متفاوت است با آنچه که  درین تصویر میبینم.
این را به جد می گویم، در طی تمام این مدت از زمان درگیری های داخلی تا مهاجرت و بساط گورهای سوری، تمام عکسهای مرتبط را در آژانس های عکس دنبال میکردم و دیگر ناخودآگاهم می تواند تشخیص دهد فرق کودکی را که پدر و مادرش را کشتند تا کودکی که نقش یک مدل را بازی میکند.
پرسش این نیست که " آیا عکاسان هنگام عکاسی از کودکان از مدل استفاده می کنند؟" پرسش اصلی این است : " آیا عکاسان می توانند از مدل استفاده کنند و آنها را طوری حالت دهند که به نظر برسد در موقعیتی واقعی هستند؟" در انتشار یک عکس ساختگی، چقدر عکاس آن عکس مقصر است و چقدر شبکه های اجتماعی برای بالا بردن میزان احساسات سایر افراد از فجایع انسانی دست به سناریو سازی می زنند؟
دیشب نزدیک های صبح، ایندیپندنت در وب سایتش اش مطلبی در مورد این عکس منتشر کرد با عنوان" عکس دلخراش یتیم سوریه، در سوریه گرفته نشده است و یتیم نیست" و آنرا به عنوان عکس ساختگی از یتیم سوری نام برده است که عکاس آن عبدالعزیز آل اطیبی است که خواهرزاده اش را در موقعیتی عکاسی کرده است که بخشی از پروژه هنری اش می باشد و این قبرها، واقعا قبر نیستند و مکان آن نیز سوریه نیست و عربستان سعودی می باشد.
هارالد دورنباس خبرنگاری که با پیدا کردن،عکاس این عکس و گفتگو با وی که خودش نیز در شوک بوده است که چگونه مردم، عکس اش را با تفسیر خودشان منتشر کرده اند، به کابوس دروغین این عکسِ به ظاهر غم انگیز پایان داد.



/ 5 نظر / 196 بازدید
فایدیم

سلام ممنون از اطلاع رسانی دقیق شما ..

امیررضا

حقه بزرگی بوده که خیلی ها باور کردن

حامد

با سلام خدمت شما دوست عزیز و سپاس از حس انسان دوستانه شما . امیدوارم روزی در تمام دنیا پرچم دوستی برافراشته شود و شاهد هیچگونه جنگی نباشیم .

آوانگارد

اگر هنر را رئالیسم ِهشدار دهنده و آگاه گر ِ اجتماعی بدانیم بله ، حرف شما درست است .. اما آیا واقعن تقلیل ِ هنر به واقعیت و امر واقعی ، نادیده گرفتن وجوه بیکران دیگر آن نیست ؟ به گمان من کارکرد ها نیز مهمند ، مثل داستانی یا شعری که هرگز واقعیت ندارد اما تاثیر روانی ، فلسفی ، اجتماعی یا سیاسی و حتا دینی خود را ممکن است بگذارد . مثل گراند نریشنهایی که در مورد آدم و حوا و امامان معصوم ِ شبیه خدا یا مسیح و ... من این اینستالیشن را هنر میدانم و معتقدم که آرتیست ، از ابزارهای دست ساز ِ خود برای انتقال ایدئولوژی اش استفاده کرده .. دروغ و باقی احکامهای اخلاقی را جایی در هنر نیست ..

VAHID

SALAM.AZ DIDAN IN HAME HONARMANDI....SHEGERF ZADE SHODAM.NEGAHETON BE PIRAMONETON GHABEL SETAYESH.KHOSHHAL MISHAM AZ VOJOD HONARVARETON DAR JAHAT KASB HONAR AKKASI BI NASIB NABASHAM.MAMNOON