نقطه پايان تمام آغازها!به ياد دوستان

اي كاش كه جاي آرميدن بودند

يا اين ره دور رسيدن بودن

كاش از پس صد هزار سال از دل خاك

چون سبزه اميد بر دميدن بودند!

29mowsw.jpg 

مثل هميشه جمعه ها رو طي كرديم تا فردايي رو آغاز كنيم!ولي تو تموم اين گذرها،جمعه آخر سال يه حال و هواي خاص ديگه داره! 

راه افتادن و ديدار با اهالي قبور!دوستانمان،عزيزانمان كه تا چندي پيش در كنارمون بودند و زيستن رو تجربه ميكردند!ولي عجل، محلتش سرا مد و بهاري ديگر را از آنان گرفت!حال عجيبي بهم ميده !يار ديرينه ببين كه با يار چه كرد؟

گاهي اوقات كه از آدما فراريم،حرفم را كسي نمي فهمه به آرامگاه ابدي كساني ميروم و ساعتها در جوار آنها خلوت ميكنم.كساني كه باز دوريشان آزار دهنده است و دلت براشون تنگ ميشه،كاري هم ازت بر نمياد از اين دلتنگي.... 

باور كنم...........

دوستاني که يكي، يكي در طي مدتي به آغوش خاك نهاديمشان تا آرامشي را كه در كنارمان داشتند را ،زير خاك در كنار معبودشان تجربه كنند.

در طي سال مدام به ديدارشان رفتيم.در سرما و برف و باران و گرما.از هر بهار تا بهاري ديگر با خاطرشان تا شايد آرام گيريم. اي داد و بيداد از روزگار......

2emogw6.jpg

اي كاش فقط ذره اي صبر امانم ميداد تا شايد اشكي آرامم كند ولي حيف،اي داد و بيداد از روزگار...

جمعه آخر سال هم رفتم.تا شايد رفقا از تنهايي و سكوت بي مزارشان در بيايند.

مرگ،روز آخر هم دست بردار نبود!غسالخونه ها هم آخر سالي ميزبان خيلي از مردمان اين ديار بودند.شلوغ،پشت هم،مرد و زن،پير و جوان!چه فرقي ميكرد.كفنهاي يك دست پوشيده!چه از بالا باشي چه از پايين اين ديار......

2nukbj9.jpg

قدم زدن روي اون همه خونه ي سقفه آسمان نداشته،برام هميشه سخته! بيشتر خونه هاي در خاك ساخته شده،نواي سال جديد و شنيدن.آه و فغان،گريه و زاري،شيون يا مثل ما در سكوت بسر بردن.

فاتحه اي نثارشان كرديم و سفره هفت سيني برايشان تدارك ديديم!و ورودشان را به سال جديد تبريك گفتيم و افسوس دوريشان را خورديم باز هم براي سالي ديگر!تا كي شود ما هم همسفرشان شويم!

ما ميرويم و پشت سرمان هم دوستانمان را به دست خاك سرد مي سپاريم.اينجاست كه ميفهمم،گورستان نقطه پايان تمام دوستي ها و آغازهاست!اي داد بر ما!

2mqkql5.jpg

عجيب ، جايشان بدجوري خالي است.امان از اين كه هي ميگوييم:مگر ميشود؟! كي؟چرا؟براي چي؟باور نمي كنيم،نا باورانه تركمان كردند......اي داد و بيداد از روزگار......

قاب عكس هم ديگر ياد آنها رو تازه نميكنه!

خوبه كه از اين بعد اگر با دوستاني دوستيم.قدرشان را بدانيم و صادقانه ادامه دهيم.گردش روزگار معلوم نيست.شايد با چرخ زيستنمان در اين دنيا همراهي نكرد!

3ztbnmo.jpg

ديروز بودم،امروز هستم،فردا ها چي؟!

آمادگي براي نوشتن اصلا ندارم ولي به خاطر اصرار دوستان نوشتم.تا يادي از عزيزانمان كنيم.

سايه،حميد،سارا در طي چند سال پشت سر هم سياهپوشمان كردين!رسممان اين نبود!غممان با ياران وفادار چه كرد؟ هنرتان به نيمه راه هم نرسيد! با اين حال نبودنتان چنان سخته كه با خاطراتتان، دوستيمان را ادامه ميدهيم.تا زماني كه ميهمان خانه هاتان شويم.

سايه،حميد،سارا و يادي از پوپك خوبم كه خاطره با او بودن در جشن خانه سينما رو از ياد نخواهم برد. سال نويتان مبارك و روحتان شاد!

315jpte.jpg

عكس و نوشته :مريم مجد

مكان:بهشت زهرا تهران/بهشت سكينه(جاده قزوين)جمعه۸۵/۱۲/۲۵

/ 2 نظر / 49 بازدید
نبی بهرامی

امام علی می گه : وقتی خیلی شادی و یا خیلی ناراحت به دیدار اهل قبور برو... نمی دونم وقتی دارم خاطراتم رو مرور می کنم می بینم خیلی از خاطراتم روی سیمان هایی داغ کنار پدرم رقم خورده ..جایی که بیشتر از هرجا آرومم می کنه... یاد همشون بخیر ...فاتحه

نگار

مريم جان/مثل هميشه زحمت نگارش يادبود بچه ها افتاد گردن تو!صبر و آرامشی که تو هميشه داری برای ما تسکين درد جدايی از بچه هاست.ازت ممنون که مثل هميشه رويمان را بر زمين نگذاشتی و نوشتی.ياد بچه ها به خير