از مغاكي تيره مي آييم به سوي بهار...

2ebv8n4.jpg

سلام!چند ساعت بيشتر به سال نو نمانده!راستشو بخواين بلد نيستم بهاريه خوبي بنويسم،چون هيچ وقت نويسنده خوبي نبودم.علي الخصوص ادبي نوشتن برام خيلي سخته.يه ذهن آماده و بي دغدغه اي مي خواد كه متاسفانه  اصلا ندارم! براي همين تصميم گرفتن نوشته فرد ديگري رو در آستانه سال نو بگذارم.اين مدت از سوي اهالي مطبوعات ويژه نامه هاي  نوروزي متعددي به چاپ رسيد،كه در اين بين به نظرم ويژه نامه اعتماد ملي واقعا خاص بود،آنهم در نبود روزنامه شرق!در نتيجه در بين مطالب اعتماد ملي،ترجيح دادم نوشته منيژه حكمت رو در اينجا بگذارم.با نوشته اش كنار آمدم و چيزي كه توان نگارشش را نداشتم،در لا به لاي بهاري اش يافتم.شما هم بخوانيد......

من نمي دانم......

من نمي دانم بهاريه نوشتن در زماني كه جنگ و ترور جايگزين صلح و دوستي در جهان مي شود را چگونه آغاز كنم.

من نمي دانم ترور و خشونت يعني چه!

من نمي دانم جنگ يعني چه!

من نمي دانم كشتن كودكان بي گناه يعني چه!

من نمي دانم آ؛واره شدن هزاران زن و مرد و كودك يعني چه!

من نمي دانم سوختن شكوفه هاي بهاري  بر اثر بمباران يعني چه!

من نمي دانم قحطي و گرسنگي به ارمغان آوردن يعني چه!

من نمي دانم بمب يعني چه!

من نمي دانم ترور يعني چه!

   من نمي دانم و نمي خواهم بدانم....من انسانم

من اما مي دانم كه ما مي توانيم صلح را فرياد كنيم

من اما مي دانم ما مي توانيم شكوفه هاي بهاريمان را تقديم تمامي ملل جهان كنيم

من اما مي دانم مي توانم همراه با عمو نوروز پيام صلح را در سرنا بدميم و سرود صلح بخوانيم

من اما ميدانم كه ما ميتوانيم شادي و سرور  را بين هم تقسيم كنيم.

من مي دانم،ما مي دانيم و مي توانيم.......

4dln8er.jpg

 از زبان خودم:

منيژه حكمت هم نوشت و خوب هم گفت! ولي تنها چيزي كه از نوشته ها يش نگرانم كرده اينه كه يه روز عمو نوروزمون هم سمبل انرژي هسته اي حق مسلم ماست و تو دستش بگيره و آواز صلح  سر بده و يه روز يادش بره حق و حقوق ديگري هم وجود داره كه تسليم خيلي چيزا شده و سال هاست در بين حقوقي كه‌ آقايون تعريفش كردن گم شده!

خدا كنه عمو نوروزمون يادش نره زنان و دختران زنداني زيادي به نا حق گرفتار شدن!

عمو نوروزمون يادش نره،هنوز بيكاري و اعتياد و بزهكاري و گشنگي و خانمانسوزي،  تو اين جامعه بيداد ميكنه! و جووناي داغون و بعضي از زنان و دختران به چنگال گرفته شده ي ، مردان بد سيرت  هم هنوز هستن و صداشون در نمياد!

اي كاش يادش نره،جنگ هاي داخلي داره ريشه اين مرز و بومو از جا ميكنه!آثار تاريخي سرزمين ايران باستان من كجاست؟كوروش رفت،پاسارگاد هم آب برد؟!

عمو نوروز اگه رفتي سفر، يه سر به  مردمان لايه هاي زير پوست شهرهاي ايران من بزن!

 ميدونم وقتي از سفر اومدي، روزنامه اي نيست تا حرفات و از اون چيزايي كه ديدي منعكس كنه و آژانسي نيست كه عكساتو تا جا باشه رو تلكسش بذاره تا همه بفهمند زير پوست شهر چه خبربود و چه ها كه نديدي؟!

عمو نوروز مي دونم يادت نميره!سالهاي دراز است كه با تاريخ و تمدن نوروز باستانم همراهي و تاريخ  اين سرزمين و ديدي و يادته!پس چي جوري ممكنه يادت بره!

حرف آخر 1385:

تبريك ميگم به تمامي دوستان بلاگهای فارسی كه هميشه با نظراتشون و سر زدن به بلاگم،خوشحالم كردند.به اميد تداوم اين دوستي ها و سالي پر از خوبي ، خوشي ،سلامتي پر از خلاقيت براي همه!  همه مان دعا كنيم سال خوبيو به نيكي و شادي آغاز و به اتمام برسانيمش...آمين....

در ضمن خيلي خوشحالم كه شادي صدر عزيز هم شب عيدي كنار دختر گلش هست و سال نو رو بدون انفرادي زندان اوين آغاز ميكنه.آرزومند سالي بدون دردسر و زندان براي فعالان حقوق زنان سرزمين من.

من هم عازم سفرم.اميدوارم حلالم كنيد و خواهش مي كنم تمامي دوستان اگر گله يا شكايتي دارند به بزرگواري خودشون ببخشند!دوستان زيا دي و ناراحت كردم كه شايد هنوز منو نبخشیده باشند!

با اين حال:

سال نو مبارك

 

/ 4 نظر / 26 بازدید
زئوس

ما حرفي كوچكيم هجايي تنها تكواژه اي در سفر نامه اي حجيم و پر ماجرا ما در آوازي غرقيم و مانند حبابهايي كوچك كه هنوز در دريا مانده اند.دريايي كه هر روز بيشتر ما را به كام خود مي كشد و مي بلعد. آپ شد کاباره ی عدم

عسل

باز هم نشسته ايم به انتظار، تا لحظه ای را بهانه بودنی دگر کنیم. حسرت نبودن عزیزی را، غنیمت بودن عزیزانمان کنیم مریم جان! سالت نو

رضا

سال نوع خوبی داشته باشی اگه ميتونی منو لينک کن

علي

سلام سال نو مبارک تو خيلی زيبا می نويسی نوشته های خودت زيباست